گل
یکی گفت:
از باغی که می گذرم گل ها را می چینم و می روم!!!
بالای سر یک گل نمی ایستم که هم پژمردن گلی را
ببینم و هم اینکه دیدن گل های دیگر را از دست بدم.
جایی خواندم که...
ساده است ستایش گلی
چیدنش
واز یاد بردن که آبش باید داد
+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 18:56 توسط ziza
|