گـوش کن !
گـوش کـن
يـک نفـر آنطرف پنجره بسته تو را مي خواند
و نسيـم ؛ لاي اين پـرده آويخته را مـي کاود
تا تو را دريابـد, نـور خورشيد که از منزل پرمهرخدا آمده
است لب درگاه تـو ، در يک قدمي مـي ماند. قلـب اين
پنجره از دست غم پرده به تنگ آمده است.پـرده را برداريم
دل اين پنجره را باز کنيم تا که آن نورسپيد به سلامي آرام لب
گـوش کن !
يک نفر در تو ، تو را مي خواند
و خـدايت آرام ، در دل تنگ تو ، آهسته تو را مي کاود ...
* بـدانيـم کـه ؛ کمک خـدا فقط به اندازه يک دعا از ما فاصله دارد .
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 8:57 توسط ziza
|